مروری بر خرده فروشی در بازار برق

 

مروری بر خرده فروشی در بازار برق

 

  • مقدمه

هدف از نگارش این فصل، آشنایی اجمالی با بازار برق و خرده فروشی در آن و همچنین بررسی برنامه های پاسخگویی بار است. ابتدا، نگاهی کلی به بازار برق خواهیم داشت و به مباحثی همچون علل تجدید ساختار در صنعت برق، بازیگران بازار برق، انواع بازارهای برق از نظر سطح رقابت و مدل های بازار برق پرداخته می شود. در ادامه، به موضوع خرده فروشی در بازار برق پرداخته می شود و مباحثی همچون جایگاه و نقش خرده فروش در صنعت برق و فعالیت هایی که ضروری است انجام شود تا راهبرد شرکت خرده فروش برق تعیین گردد، تشریح می شوند. سپس، مروری خواهیم داشت بر برنامه های پاسخگویی بار؛ هم چنین، انواع برنامه های پاسخگویی بار و مزایای اجرای این برنامه ها، مورد بررسی قرار خواهند گرفت. در بخش انتهایی فصل، برخی تحقیقات صورت گرفته در زمینه خرده فروشی در بازار برق مطرح می شوند.

  • بازار برق
    • تجدید ساختار در صنعت برق

تجدید ساختار، جداسازی سه عنصر صنعت برق یعنی تولید، انتقال و توزیع می باشد. در نتیجهی تجدید ساختار، صنعت برق که در دورهای طولانی با شرکت های یکپارچه با ساختار عمودی اداره می شد، دستخوش تغییرات شگرفی شده است. صنعت برق به صنعتی رقابتی و توزیع شده ای در حال تبدیل است که در آن، قدرت های بازار تعیین کننده قیمت برق بوده و هزینه خالص از طریق افزایش رقابت، کاهش پیدا می کند [۲].

در دهه ۱۹۸۰، برخی از اقتصاددان ها بحث در این مورد که دوره مدل انحصاری به سر آمده است را آغاز کردند. آنها بیان می کردند که حالت انحصاری شرکت های برق، انگیزه عملکرد موثر را از بین برده و سرمایه گذاری های غیر ضروری را موجب شده است. این اقتصاددان ها پیشنهاد کردند در صورتی که به جای تنظیم انحصاری و سیاست های دولت، عرضه برق، هدف قوانین بازار واقع شود، قیمت ها پایین تر آمده و کل اقتصاد از این امر، بهره خواهد برد. اگر شرکت های مجاز به رقابت آزادانه برای عرضه برق باشند، سود حاصل از این رقابت، در نهایت نصیب مصرف کنندگان خواهد شد. علاوه بر آن، ممکن است شرکت های رقیب به دنبال فناوری های مختلف بروند. از این رو، کمتر احتمال دارد که مصرف کنندگان پیامدهای سرمایه گذاری های نابخردانه را متحمل شوند [۱].

  • بازیگران بازار برق

تجدید ساختار در صنعت برق، نقش عناصر سنتی در ساختار یکپارچه عمودی را تغییر داده و عناصر جدیدی را با امکان عملکرد مستقل، ایجاد کرده است. عناصر بازار برق را می توان به دو مورد بهره بردار مستقل سیستم (ISO) و شرکت کنندگان در بازار، طبقه بندی کرد. در ادامه، عناصر بازار برق به طور اجمالی توصیف خواهند شد.

  • بهره بردار مستقل سیستم

لازمه یک بازار رقابتی برق، وجود کنترل مستقل بهره برداری شبکه است. ISO، عنصر راهبری در یک بازار توان است و اعمال آن، تعیین کننده قواعد بازار می باشد. کنترل شبکه بدون وجود ISO قابل تضمین نیست. ISO بهای انتقال را تعیین نموده، ایمنی سیستم را حفظ کرده، برنامه ریزی تعمیر را هماهنگ کرده و نقشی اساسی را در برنامه ریزی بلندمدت بازی می کند. ISO مستقل از هر شرکت کننده بازار، اعم از مالکان انتقال، تولیدکنندگان، شرکت های توزیع و مصرف کنندگان نهایی، عمل می کند و باید امکان دسترسی آزاد غیر قابل تبعیضی را برای تمام استفاده کنندگان از سیستم انتقال فراهم آورد [۲] یک ISO به طور طبیعی فقط تملک ابزار و تجهیزات محاسباتی مورد نیاز به منظور پایش و کنترل سیستم قدرت را در اختیار دارد. یک ISO به طور معمول، مسئولیت خود در بهره برداری از سیستم را با نقش مجری آخرین مرحله بازار تلفیق می کند [۱].

ISO، قدرت لازم را برای در مدار قرار دادن و توزیع بار برخی با تمام واحدهای تولیدی سیستم را داشته و می تواند برای حفظ ایمنی سیستم، بخشی از بارها را قطع کند (به عنوان مثال برای حذف انحراف از حدود مجاز انتقال، تعادل بین عرضه و تقاضا و حفظ فرکانس قابل قبول سیستم). همچنین، ISO این اطمینان را ایجاد می کند که سیگنال های صحیح اقتصادی به همه شرکت کنندگان در بازار ارسال شود که این موضوع، به نوبه خود، سبب تشویق استفاده موثر از امکانات موجود و انگیزه مناسب برای سرمایه گذاری در منابع لازم به منظور تخفیف و حذف انحرافات اشاره شده می شود [۲].

  • شرکت های تولیدی

شرکتهای تولیدی (GENCOs)، انرژی الکتریکی را تولید کرده و به فروش می رسانند. آنها همچنین ممکن است خدماتی از قبیل تنظیم ، کنترل ولتاژ و خدمات رزرو را (که بهره بردار سیستم برای حفظ کیفیت و امنیت عرضه برق به آنها نیاز دارد)، به فروش برسانند. یک شرکت تولیدی می تواند مالکیت یک نیروگاه یا سهام نیروگاه هایی با فن آوری های مختلف را داشته باشد. شرکت های تولیدی که دارای هم زیستی با شرکت های یکپارچه با ساختار عمودی هستند برخی اوقات، تولید کنندگان مستقل توان (IPP) نامیده می شوند [۱] .

  • شرکت های انتقال

شرکت های انتقال (TRANSCOs)، مالک تجهیزاتی از قبیل خطوط، کابل ها، ترانسفورماتورها و تجهیزات جبران سازی توان راکتیو هستند. این شرکت ها از این تجهیزات براساس دستورالعمل های بهره بردار مستقل سیستم، بهره برداری می کنند. برخی اوقات، شرکت های انتقال، شرکت های تابعه ای هستند که تملک نیروگاه های تولیدی را نیز بر عهده دارند [۱]

  • شرکت های توزیع

شرکت های توزیع (DISCOs)، مالکیت و بهره برداری شبکه توزیع را بر عهده دارند. در محیط سنتی، آنها دارای انحصار فروش انرژی الکتریکی به تمام مصرف کنندگان متصل به شبکه خود هستند. در یک محیط به طور کامل تجدید ساختاریافته یا مقررات زدایی شده، فروش انرژی به مصرف کنندگان، از بهره برداری و توسعه شبکه توزیع جدا می شود. در این حالت، خرده فروش ها برای ایفای فعالیت فروش انرژی به رقابت می پردازند. این خرده فروش ها ممکن است خود یک شرکت تابعه از شرکت توزیع محلی باشند [۱].

  • شرکت های خرده فروش

خرده فروش، انرژی الکتریکی را در بازار عمده فروشی خریداری کرده و آن را دوباره به مصرف کنندگانی که تمایل به شرکت در بازار عمده فروشی ندارند و یا مجاز به شرکت در آن نیستند، باز فروش می کند. بعضی از خرده فروش ها، شرکت های تابعه شرکت های تولید یا توزیع هستند [۱]. به طور معمول، خرده فروش ها مجاز به تملک هیچ یک از ادوات و تجهیزات تولید توان، انتقال یا توزیع نیستند. اما در برخی بازارها، بسته به قوانین آن ممکن است یک خرده فروش مالک تجهیزات تولیدی در ابعاد کوچک باشد.

  • جمع کننده ها

یک جمع کننده، عنصر یا شرکتی است که مشتریان را به صورت یک گروه خریدار با هم ترکیب می کند. گروه مذکور، توان الکتریکی و خدمات دیگر را به صورت عمده با قیمت پایین تری خریداری می کند. ممکن است جمع کننده به صورت یک کارگزار بین مشتریان و خرده فروشان عمل کند. زمانی که یک جمع کننده، توان را خریداری کرده و آن را به مشتریان، باز فروش می کند، به عنوان یک خرده فروش عمل می کند و بنابراین باید ابتدا به عنوان یک خرده فروش، واجد شرایط لازم باشد [۲]

  • کارگزارها

کارگزار خدمات انرژی الکتریکی، عنصر یا شرکتی است که به عنوان یک واسط در بازاری که این خدمات، قیمت گذاری، خریداری و معامله می شوند، عمل می کند. یک کارگزار در تبادلات موجود نقش مستقیمی ندارد و انرژی الکتریکی را تولید با خریداری نمی کند و یا به فروش نمی رساند، بلکه معاملات بین خریداران و فروشندگان را تسهیل می کند. اگر کارگزاری علاقمند به کسب حقی در مبادلات انرژی الکتریکی باشد، به عنوان تولید کننده یا بازاریاب مطرح می شود. کارگزار، ممکن است به عنوان واسط بین GENCO، یا جمعی از شرکت های تولیدی و بازاریاب ها عمل کند [۲]

  • بازاریاب ها

یک بازاریاب، عنصر یا شرکتی است که فاقد تجهیزات تولید است و توان الکتریکی را خریداری کرده و مجددا به فروش می رساند. بازاریاب به صورت یک عمده فروش، عمل و خدمات انتقال را کسب می کند. ممکن است بازاریاب هر دو عمل بازاریابی و خرده فروشی را انجام دهد [۲]

  • مشتریان

مشتریان، مصرف کنندگان نهایی برق هستند که در حالت مشتریان کوچک، با تسهیلات مشخصی به سیستم توزیع و در حالت مشتریان عمده، به سیستم انتقال، متصل می شوند. در ساختار یکپارچه عمودی، مصرف کنندگان، انرژی الکتریکی را از شرکتی دریافت می کنند که در آن ناحیه واقع است و مجوزهای حقوقی را برای ارائه خدمات دریافت کرده است. در محیط تجدید ساختار شده، مشتریان، دیگر مجبور به خرید هر گونه خدمات از شرکت های محلی نیستند. آنها دسترسی مستقیم به تولید کنندگان با امکان عقد قرارداد با دیگر تأمین کنندگان توان را داشته و می توانند مجموعه ای از خدمات (با سطح دلخواه قابلیت اطمینان) با بهترین ارزش کلی که نیازهای آن ها را برآورده سازد، خریداری کنند [۲]

  • مدل های رقابت

همانطور که در فصل اول اشاره شد، هدف اصلی تجدید ساختار در صنعت برق، ایجاد رقابت با هدف نهایی افزایش بهره وری اقتصادی در این صنعت است. برای رسیدن به یک بازار رقابتی ایدآل، به طور آنی نمی توان از یک سیستم کاملا متمرکز (سیستم های با ادغام عمودی) وارد محیطی کاملا رقابتی شد. در حقیقت، در بین دو حالت مذکور انواع مختلفی از بازارها با سطوح مختلف رقابت وجود دارند. کشورهای مختلف با توجه به وضعیت خاص خود، هرکدام در یکی از این نوع بازارها قرار می گیرند که در ادامه بیان خواهند شد.

  • مدل انحصار

بازار انحصاری برق، بازاری است که در آن تولید، انتقال و فروش انرژی در انحصار یک شرکت خصوصی، سازمان دولتی و یا نهادی وابسته به دولت است. این نوع مدل بازار پیش از مقررات زدایی در همه ی کشورها، بر صنعت برق حاکم بوده است [۱].

  • مدل آژانس خرید

در این نوع مدل بازار، نیروگاه ها و شرکت های تولیدی به صورت خصوصی در بازار فعال می باشند و در رقابت با یکدیگر تلاش می کنند تا انرژی را به نحوی مطمئن و ارزان به یک نهاد کلان خریدار بفروشند. انتقال و توزیع انرژی در این بازار، بر عهده نهاد خریدار است و امکان رقابت در بخش مصرف وجود ندارد [۱].

  • رقابت در سطح عمده فروشی

در این مدل، یک سازمان مرکزی، مسئولیت تهیه و تدارک انرژی الکتریکی را بر عهده ندارد. به جای آن، DISCOها انرژی الکتریکی مصرفی مشتریان خود را به طور مستقیم از شرکت های تولیدی خریداری می کنند. این معاملات در یک بازار عمده فروشی برق صورت می گیرد که می تواند به صورت تسهیلات اشتراکی (حوضچه) یا مبادلات دوجانبه باشد. هم چنین مصرف کنندگان بزرگ، اغلب مجاز به خریداری انرژی الکتریکی از بازار عمده فروشی هستند. در سطح خرده فروشی، سیستم به صورت متمرکز باقی می ماند. زیرا هر DISCO نه تنها از شبکه توزیع در منطقه خود بهره برداری می کند بلکه انرژی الکتریکی را از جانب مصرف کنندگان واقع در محدوده سرویس دهی خود خریداری خواهد کرد [۱].

  • رقابت در سطح خرده فروشی

در این مدل که کامل ترین بازار از نظر رقابت به شمار می رود، تمامی مصرف کنندگان، می توانند تولید کننده خود را انتخاب کنند. به علت هزینه های معامله، صرفا مصرف کنندگان بزرگ، خرید مستقیم از بازار عمده فروشی را انتخاب می کنند. بیشتر مصرف کنندگان کوچک و متوسط، برق را از خرده فروشها (که آنها نیز برق را به طور منظم از بازار عمده فروشی تهیه می کنند) خریداری می کنند. در این مدل، فعالیت های برق رسانی (سیم داری) ۳ شرکت های توزیع به طور عادی از فعالیت های خرده فروشی آنها مجزا است، زیرا آنها دیگر دارای انحصار محلی عرضه انرژی الکتریکی در منطقه ای که توسط شبکه خود پوشش داده می شود، نمی باشند [۱].

  • مدلهای بازار برق

به منظور نیل به اهداف بازار برق، چندین مدل برای ساختار بازار در نظر گرفته شده است. سه مدل اصلی، به قرار زیر می باشند [۲]:

  • مدل بازار اشتراکی

بازار اشتراکی یا حوضچه، یک بازار متمرکز است که بازار را برای خریداران و فروشندگان، تسویه می کند. فروشندگان و خریداران توان، پیشنهادهای خود را برای توان مورد معامله به بازار ارائه می کنند. فروشندگان انرژی، نه برای مشتری های خاص، بلکه برای کسب حق تأمین انرژی شبکه، با یکدیگر به رقابت می پردازند. اگر پیشنهاد شرکت کننده ای در بازار، بیش از حد بالا باشد، ممکن است نتواند در فروش، موفق باشد. از طرف دیگر، خریداران برای خرید توان به رقابت می پردازند و اگر پیشنهادهای آن ها بیش از حد، پایین باشد، ممکن است موفق به خرید نشوند. در این بازار، تولید کنندگان کم هزینه، برندگان عمده خواهند بود. ISO در بازار اشتراکی، توزیع اقتصادی بار را انجام خواهد داد و قیمت منفردی (لحظه ای را برای برق که نشانه شفافی برای شرکت کنندگان از نظر تصمیمات مصرف و سرمایه گذاری است، ارائه می کند. تغییرات در بازار برق، قیمت لحظه ای را به سطح رقابتی که مساوی با هزینه نهایی پربازده ترین پیشنهاددهندگان قیمت است سوق می دهد. در این بازار، به پیشنهاددهندگان برنده، قیمتی لحظه ای پرداخت می شود که برابر با بالاترین پیشنهاد قیمت برندگان است.

  • مدل قراردادهای دوجانبه

قرارداهای دوجانبه، توافق های مذاکره ای بین دو معامله گر برای دریافت و تحویل توان است. شرایط مورد توافق، مستقل از ISO است، اما ISO لازم است تایید کند که ظرفیت انتقال کافی برای اجرای قرارداد وجود دارد و ایمنی شبکه انتقال در صورت اجرای قرارداد حفظ می شود. از این دیدگاه که طرفین می توانند شرایط مطلوب خود را تامین کنند، مدل قرارداد دوجانبه، قابلیت انعطاف زیادی دارد. اما، عیوب آن به هزینه بالای مذاکرات و تهیه قراردادها و ریسک نیک نامی طرفین قرارداد، باز می گردد.

  • مدل ترکیبی

در مدل ترکیبی، استفاده از بازار اشتراکی اجباری نیست و هر مشتری مجاز است تا برای تامین توان خود، به توافق مستقیم با عرضه کنندگان برسد با توان را به قیمت لحظه ای بازار، خریداری کند. در این مدل، بازار اشتراکی به تمام شرکت کنندگان (خریداران و فروشندگان) که قراردادهای دوجانبه را امضاء نکرده اند، خدمات لازم را ارائه می دهد. در این نوع بازار، صدور اجازه به مشتریان برای مذاکره خرید توان از عرضه کنندگان به منزله فراهم آوردن امکان انتخاب حقیقی و انگیزه ای برای خدمات وسیع متنوع و گزینه های قیمت به منظور بهترین امکان تامین نیازهای آنها، خواهد بود.

  • خرده فروشی در بازار برق

تعریف عمومی یک خرده فروش در نظریه اقتصاد، یک کسب و کار است که محصولات و خدمات را با قیمت های لحظه ای در مقادیر عظیم و به طور مستقیم از منابع اولیه خریداری می کند و آنها را به مصرف کنندگان نهایی به منظور بیشینه سازی سود خود به فروش می رساند. در یک رقابت خرده فروشی کامل، مصرف کنندگان نهایی برای انتخاب عرضه کننده، حق انتخاب دارند به این صورت که این امکان وجود دارد از میان تعدادی خرده فروش در حال رقابت، تامین کننده مورد نظر خود را انتخاب نمایند.

در طی سالیان اخیر، صنعت برق در بسیاری از کشورها، تغییرات قابل ملاحظه ای را با توجه به تجدید ساختار تجربه کرده است. یکی از اهداف اصلی تجدید ساختار در صنعت برق، جایگزین کردن شرکت های برق یکپارچه قبلی با بازارهای رقابتی می باشد. در این محیط جدید، نهادهای مختلفی با وظایف گوناگون ظهور پیدا کرده اند. یکی از این نهادهای شرکت های خرده فروش برق می باشند. خرده فروش برق، به عنوان واسطه بین شرکت های تولید کننده انرژی الکتریکی و مشتریان عمل می کند. این شرکت ها، انرژی الکتریکی را از بازار عمده فروشی خریداری می کنند و به مشتریان می فروشند بنابراین لازم است که قراردادهایی را هم با سمت عرضه و هم با سمت تقاضا تنظیم کنند [3].

  • تاریخچه اجمالی خرده فروشی

در کشور نروژ، در سال ۱۹۹۳ به مشترکین اجازه داده شد تا به منظور تامین نیازهای برق خود، عرضه کننده ای را انتخاب کنند و به تدریج همه موانعی که برای مشترکین کوچک برای دسترسی به خرده فروش وجود داشت، برداشته شد. سوئد و فنلاند چند سال پس از نروژ رقابت در سطح خرده فروشی را آغاز و به طور کامل اجرا کردند. در انگلستان، در سال ۱۹۹۰ به مشترکین بزرگ اجازه داده شد که برای تامین انرژی الکتریکی مورد نیاز خود، با عرضه کننده ها قرارداد منعقد کنند و در سال ۱۹۹۹ این اجازه به همه مشترکین داده شد (رقابت کامل در سطح خرده فروشی). در آلمان نیز در سال ۱۹۹۹ همه مشترکین اجازه پیدا کردند برای تامین انرژی الکتریکی مورد نیاز خود، عرضه کننده مناسب را انتخاب کنند. بنابر این رقابت در سطح خرده فروشی در کشورهای عضو اتحادیه اروپا یا به صورت کامل اجرا شده مانند انگلستان و کشورهای اسکاندیناوی) یا اینکه به صورت جزئی اجرا شده است و در حال حرکت به سمت رقابت در سطح خرده فروشی می باشد (مانند فرانسه). در ایالات متحده آمریکا، تجدید ساختار در سطح عمده فروشی در سطح تولید) اغلب با رقابت در سطح خرده فروشی همراه بوده است. در اکثر ایالت های آمریکا، مبانی قانونی برای فعالیت های خرده فروش ها در سال ۱۹۹۶ به تصویب رسید. برخی از ایالت ها، رقابت در سطح خرده فروشی را به طور کامل اجرا کرده و تا سال ۲۰۰۰ برخی ایالت های دیگر، تنها به مشترکین بزرگ اجازه دادند تا به عرضه کننده ها دسترسی پیدا کنند.

 

  • جایگاه خرده فروش در بازار برق و چالش های پیش رو

مصرف کنندگانی که تقاضای پیک آنها حداقل چند صد کیلو وات باشد، ممکن است با به کارگیری کارشناسانی برای پیش بینی تقاضای خود و داد و ستد در بازار برق، برای بدست آوردن قیمت های پایین تر، قادر به صرفه جویی مقدار قابل ملاحظه ای از منابع مالی باشند. می توان از چنین مصرف کنندگانی انتظار داشت که به طور مستقیم و فعالانه در بازار برق شرکت کنند. از سوی دیگر، چنین داد و ستد فعالانه ای برای مصرف کنندگان کوچکتر، مقرون به صرفه نیست. این مصرف کنندگان کوچکتر اغلب خرید بر مبنای یک تعرفه را ترجیح می دهند، که این تعرفه، در قیمت ثابتی برای هر کیلو وات ساعت و حداکثر چند بار در سال تنظیم می شود. خرده فروش های برق برای پر کردن شکاف بین بازار عمده فروشی و این مصرف کنندگان کوچکتر به فعالیت می پردازند [۱].

چالش خرده فروش ها این است که باید انرژی را با یک قیمت متغیر در بازار عمده فروشی خریداری کرده و آن را با یک قیمت ثابت در سطح خرده فروشی، به فروش برسانند. به طور نمونه، یک خرده فروش در طول دوره های زمانی با قیمت بالا، زیان می بیند، زیرا قیمتی را که باید برای انرژی بپردازد، بیشتر از قیمتی است که این انرژی را باز فروش می کند. از سوی دیگر، در طول دوره های زمانی با قیمت پایین، این کار برای آنها سودآور است، زیرا قیمت فروش بیشتر از قیمت خرید است. بنابراین، برای ادامه فعالیت تجاری، باید متوسط وزن دار کمی قیمتی که در آن، یک خرده فروش، انرژی الکتریکی را خریداری می کند، کمتر از نرخی باشد که از مشتریانش مطالبه می کند. دستیابی به این امر همیشه آسان نیست، زیرا خرده فروش نظارت مستقیمی بر میزان انرژی مصرفی مشتریان خود ندارد. مقدار انرژی که هر خرده فروش به مشتریانش می فروشد، از راه مقدار انرژی که به وسیله دستگاه های اندازه گیری، سنجیده می شود، تعیین خواهد شد. اگر در هر دوره زمانی، مجموع مقدار انرژی اندازه گیری شده مشتریان، از مقداری که خرده فروش برای خرید آن قرارداد بسته فراتر رود، خرده فروش مجبور به خرید مابه التفاوت از بازار لحظه ای و با هر ارزشی است که قیمت لحظه ای برای آن دوره زمانی به آن رسیده است. به طور مشابه، اگر مقداری که قرارداد بسته شده، از مقداری که توسط مشتریانش مصرف می شود، پیشی بگیرد، بدیهی است که خرده فروش این اختلاف را به بازار لحظه ای می فروشد [۱].

بنابراین، برای کاستن از ریسک مرتبط با غیر قابل پیش بینی بودن قیمت های بازار لحظه ای، خرده فروش سعی می کند تا حد امکان، تقاضای مشتریان خود را با دقت پیش بینی کند. سپس هماهنگ با این پیش بینی، انرژی را از بازارهای مختلف خریداری می کند. بنابراین، خرده فروش انگیزه بالایی برای پی بردن به الگوهای مصرف مشتریان خود دارد. خرده فروش ها اغلب، مشتریان خود را به نصب دستگاه های اندازه گیری (که انرژی مصرف شده در طول هر دوره زمانی را ثبت کنند) تشویق می کنند، تا بتوانند در صورتی که مصرف انرژی مصرف کنندگان در طول ساعات اوج کاهش پیدا کند، تعرفه های جذاب تری پیشنهاد دهند. با در نظر گرفتن تمام عوامل هواشناسی، ستاره شناسی، اقتصادی، فرهنگی و عوامل ویژه ای که در مصرف برق تاثیر دارند و با استفاده از پیشرفته ترین روش های موجود، پیش بینی مقدار تقاضا در هر ساعت، با دقت متوسط حدود ۱ / ۵ الى ۲ درصد امکان پذیر است. با این وجود، چنین دقتی تنها برای گروه های بزرگ مصرف کنندگان، که تاثیرات جمعی، اهمیت نسبی نوسانهای اتفاقی را کاهش می دهد، امکان پذیر است. بنابراین، یک خرده فروش که دارای انحصار عرضه برق در یک منطقه مشخص نمی باشد، نمی تواند تقاضای مشتریان خود را در مقایسه با دقتی برابر با یک شرکت برق انحصاری، پیش بینی کند. همانطور که می توان انتظار داشت، این مشکل در صورتی که مشتریان برای دستیابی به یک تعرفه بهتر، امکان یا فرصت تغییر خرده فروش خود را داشته باشند، وخیم تر می شود. مشتریان بی ثبات، فرآیند جمع آوری داده های آماری قابل اطمینان برای خرده فروش را (که او برای اصلاح پیش بینی تقاضا به آنها نیاز دارد) دشوارتر می کنند [۱].

  • منابع تامین تقاضای مشتریان

به طور معمول، خرده فروشان جهت تامین تقاضای مشتریان خود، دو راهبرد خرید زیر را اتخاذ می کنند. [۴]:

  • خرید برق از بازار تسهیلات اشتراکی (حوضچه).
  • استفاده از قراردادهای پیش خرید و یا انعقاد قراردادهای دوجانبه با تولید کنندگان

از آنجا که قیمت های بازار حوضچه بسیار متغیر و بی ثبات می باشند، اتکای بیش از حد به بازار حوضچه می تواند سبب متضرر شدن و یا در برخی مواقع منجر به ورشکستی خرده فروش شود. برای حداقل کردن ریسک قیمت های بی ثبات بازار حوضچه، شرکت خرده فروش می تواند از گزینه های مختلفی از جمله قراردادهای پیش خرید استفاده کند [۲]. هزینه قراردادهای پیش خرید معمولا بزرگتر از هزینه متوسط بازار حوضچه است. بنابراین، لازم است مصالحهای بین مقدار توان خریداری شده از بازار حوضچه و توان تأمین شده از طریق انعقاد قراردادهای پیش خرید برقرار شود [۳]. به طور ایده آل، خرده فروشان مایل می باشند که انرژی فروخته شده به مشتریان را با انرژی خریداری شده از قراردادهای پیش خرید تطبیق دهند. با این حال، تغییرات غیرقابل پیش بینی در تقاضای مشتریان، خرده فروشان را مجبور به خرید یا فروش در بازار حوضچه می کند [۵].

قراردادهای پیش خرید یکی از مهم ترین ابزارهایی است که توسط خرده فروش برای مدیریت ریسک، مورد استفاده قرار می گیرد. در این قراردادها، مقدار و قیمت انرژی تحویلی هنگام انعقاد قرارداد مشخص می شود. این نوع قراردادها معمولا با توجه به شناختی که خریدار و فروشنده از یکدیگر دارند منعقد می شوند و دارای مدت زمان اجرای گوناگونی از یک ساعت تا چندین سال می باشند [۴].

علاوه بر این، در سمت تقاضا، خرده فروشان به منظور تامین یک مقدار توان معین با قیمت های فروش ثابت در طی یک دوره زمانی از پیش تعیین شده (به عنوان مثال یک ماه با یک سال)، قراردادهایی را با مشتریان خود منعقد می کنند. به طور معمول، معاملات در بازار حوضچه نسبت به قراردادهای پیش خرید، کمتر سودآور است [۵]. بنابراین، خرده فروش ممکن است به این موضوع علاقه مند باشد که اولا میزان خرید از بازار حوضچه را به حداقل برساند، دوم خرید از بازار حوضچه را از دوره هایی که قیمت ها در آنها بالا می باشند به دوره هایی که قیمت ها کمتر می باشند انتقال دهد [۶ و۷]۔ جهت دستیابی به این هدف، خرده فروشان باید مشتریان خود را تشویق کنند که بارهای مصرفی خود را به ساعاتی که قیمت ها در بازار عمده فروشی کمتر است، جابجا کنند. این توزیع مجدد بار، هزینه های کلی تولید انرژی و توانایی شرکتهای تولیدی در اعمال قدرت بازار را کاهش می دهد و همچنین منحنی بار منتجه را مسطح می کنند [۸ و ۹].

  • فعالیت های اصلی خرده فروش

یک خرده فروش برق در محیط بازار دارای فعالیت های خاصی است که مهم ترین آنها در ادامه بیان می شوند.

  • تخمین قیمت برق

از ویژگی های مهم قیمت انرژی در خیلی از بازارها می توان به متوسط و میانگین متغیر، ویژگی های فصلی، متاثر بودن از تقویم روزانه و بی ثباتی بالا اشاره کرد. با توجه به این خصوصیات، پیش بینی قیمت انرژی مشکل می باشد. با این وجود، داشتن اطلاعات مربوط به قیمت انرژی برای خرده فروش، ضروری است. خرده فروش ضمن اینکه باید عدم قطعیت و بی ثباتی قیمت بازار حوضچه را در نظر بگیرد، باید بتواند با دقت قابل قبولی قیمت برق را پیش بینی کند تا بتواند انرژی مورد نیاز مشتریان خود را از طریق منابع مختلف با کمترین هزینه تامین کند [۲].

  • تخمین تقاضای مشتریان

در سمت تقاضا، شرکت خرده فروش ملزم به تامین تقاضای مشتریان خود است. تقاضای مشتریان، دائما در حال تغییر است و در نتیجه، پیش بینی آن، دارای عدم قطعیت است. بنابراین خرده فروش باید عدم قطعیت تقاضای مشتریان خود را نیز در نظر بگیرد. اگر در زمان حقیقی، بارهای واقعی و تخمینی خرده فروش متفاوت باشند، این اختلاف، با قیمت بازار لحظه ای تسویه می شود. به عبارت دیگر، در صورتی که میزان پیش بینی شده تقاضا کمتر از مقدار واقعی بود، خرده فروش باید از بازار لحظه ای میزان کسری انرژی را خریداری کند و همچنین اگر میزان پیش بینی شده تقاضا بیشتر از مقدار واقعی بود، خرده فروش باید میزان مازاد انرژی را به بازار لحظه ای بفروشد [۳].

  • شناخت مشتریان

در بسیاری از بازارهای برق با سمت تقاضا به صورت غیر الاستیک برخورد می شود. در صورتی که مصرف کننده قادر است در مورد میزان انرژی مصرفی خود و خرید یا عدم خرید برق در قیمت های خاص تصمیم بگیرد. بنابراین، خرده فروش لازم است شناخت درستی از پاسخ مشتریان خود در مقابل تغییر قیمت برق داشته باشد، زیرا ممکن است مشتری برای تامین انرژی خود با خرده فروش دیگری قرارداد منعقد کند، یا اینکه در اثر تغییر قیمت برق، الگوی مصرف و مقدار انرژی مصرفی خود را تغییر دهد [۸].

  • تعیین قیمت پیشنهادی فروش

خرده فروش باید قیمت فروش برق به مشتریان را تعیین کند. طبیعتا، در صورتی که قیمت پیشنهادی فروش، بالا باشد، مشتریان کمی با شرکت خرده فروش قرارداد منعقد می کنند. از طرف دیگر، در صورتی که قیمت پیشنهادی فروش، پایین باشد، ممکن است خرده فروش دچار ضرر شود. بنابر این تعیین قیمت پیشنهادی فروش، یکی از مهم ترین تصمیمات شرکت خرده فروش است [۱۰ و ۱۱].

  • مدیریت ریسک

یک خرده فروش با توجه به نقش واسطی که در بازار برق دارد، برای مشارکت پایدار در بازار و کسب سود بیشتر، لازم است ریسک های مختلفی که با آن مواجه است را شناسایی کند و اثرات آنها را بر سود و زیان خود در نظر بگیرد از جمله ریسک هایی که یک خرده فروش با آن مواجه است، ریسک مرتبط با عدم قطعیت در قیمت بازار حوضچه و ریسک های مالی خرید با قیمت های زمان حقیقی می باشد. خرده فروش می تواند ترکیبی از روش ها را برای مدیریت ریسک های مالی اجرا کند. همانطور که بیان شد، انعقاد قراردادهای پیش خرید یا قراردادهای دوجانبه با شرکت های تولیدی یکی از مهم ترین ابزارهایی است که در اختیار خرده فروش می باشد. راهکار معقول و موثر دیگر برای خرده فروش، بکارگیری برنامه های پاسخگویی بار می باشد. برنامه های پاسخگویی بار، نرخ های برق متغیر با زمان برای مصرف کنندگان نهایی فراهم می کنند یا در طول دوره هایی که قیمت برق بالا می باشد مشوق هایی را به مشتریان پیشنهاد می کنند و در نتیجه، این انگیزه را در مصرف کنندگان ایجاد می کنند که الگوی مصرف خود را در پاسخ به تغییرات قیمت برق اصلاح کنند. در صورتی که برنامه های پاسخگویی بار به خوبی طراحی شوند، می توانند تقاضای مشتریان را در مواقعی که قیمت ها بالا می باشند، کاهش دهند. از این رو، خرده فروش با اجرای این برنامه ها می تواند ریسک خرید برق با قیمت های بالا را کاهش دهد [۱۲ و ۱۳]. در ادامه به طور اجمالی به بررسی برنامه های پاسخگویی بار پرداخته می شود.

  • پاسخگویی بار و انواع مدل های آن
    • مدیریت سمت مصرف

مدیریت سمت مصرف (DSM)، در حالت کلی به برنامه هایی اطلاق می شود که روی الگوی مصرف برق مشترکین تاثیر گذار است و این امکان را فراهم می آورد که از طریق ایجاد قابلیت همکاری بین شرکت های برق و مشتریان، انرژی الکتریکی به صورت کارآمدتر و پاک تر توسط مصرف کنندگان نهایی استفاده شود [۱۴]. این برنامه ها، پاسخ های کوتاه مدت به وضعیت های بازار برق فراهم می کنند تا از این طریق، هزینه های کلی عرضه انرژی کاهش یابد، حاشیه رزرو افزایش یابد، نوسانات و بی ثباتی قیمت ها کاهش پیدا کند و هم چنین از طریق به تعویق انداختن ساخت نیروگاه های برق، امکان رسیدن به اهداف زیست محیطی را فراهم می کنند. بنابراین DSM منجر به افزایش بهره وری انرژی و کاهش انتشار گازهای گلخانه ای می شود [۱۵]. به طور کلی برنامه های مدیریت سمت مصرف، عبارتند از: کاهش مصرف در ساعات اوج، افزایش مصرف در ساعات غیر اوج، انتقال بار از ساعات اوج به غیر اوج ، بار انعطاف پذیرد، راهبرد رشد بار یا برق رسانی و بهره وری انرژی [۱۶].

  • پاسخگویی بار

برنامه های پاسخگویی بار زیر مجموعه ای از برنامه های مدیریت سمت مصرف می باشند که انگیزه لازم را در مصرف کنندگان نهایی ایجاد می کنند که الگوی مصرف خود را تغییر دهند. پاسخگویی بار به معنای مشارکت مصرف کنندگان در بهبود الگوی مصرف انرژی می باشد. در حقیقت، پاسخگویی بار عبارت است از تغییر در مصرف انرژی الکتریکی توسط مصرف کنندگان از مقدار عادی الگوی مصرف، در پاسخ به تغییرات در قیمت برق. علاوه بر این، پاسخگویی بار را می توان به صورت پرداخت های تشویقی طراحی شده برای کاهش مصرف در زمان هایی که قیمت بازار عمده فروشی بالا است و یا زمانی که قابلیت اطمینان سیستم در معرض خطر می باشد نیز تعریف نمود [۱۷]. بنابراین، می توان بیان نمود که هدف کلی از اجرای برنامه های پاسخگویی دستیابی به دو مشخصه مهم قابلیت اطمینان شبکه و کاهش قیمت ها می باشد.

  • انواع پاسخگویی بار

پاسخگویی بار را می توان بر اساس نحوه و چگونگی مشارکت مصرف کنندگان در تغییر الگوی مصرف برق به دو دسته کلی برنامه های پاسخگویی بار مبتنی بر قیمت و برنامه های پاسخگویی بار مبتنی بر پرداخت های تشویقی تقسیم کرد [۱۷ و ۱۸].

نحوه تقسیم بندی برنامه های پاسخگویی بار در شکل 1-۱ نشان داده شده است. در ادامه، انواع برنامه های پاسخگویی بار مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

  • نمودار برنامه های پاسخگویی بار
  • برنامه های پاسخگویی بار مبتنی بر قیمت

به طور کلی این برنامه ها، براساس نرخ های قیمت گذاری پویا هستند که تعرفه های برق در آنها، صاف نمی باشند. هدف نهایی این برنامه ها، مسطح نمودن منحنی بار با ارائه قیمت های بالاتر در طی دوره های اوج بار و ارائه قیمت های پایین تر در طی دوره های کم باری می باشد [۱۸] در این برنامه ها هیچگونه پرداختی از طرف شرکت های برق به مصرف کنندگان برای مشارکت آنها صورت نمی گیرد و مصرف کنندگان، تنها با دانستن و آگاهی از قیمت های بازار به صورت داوطلبانه مصرف خود را تنظیم کرده و از این طریق بر هزینه های خود مدیریت می کنند.

پاسخگویی بار مبتنی بر قیمت، خود شامل قیمت گذاری زمان استفاده (TOU)، قیمت گذاری اوج بحرانی (CPP)، قیمت گذاری زمان حقیقی (RIP)، قیمت گذاری اوج بحرانی روز به شدت بحرانی(ED-CPP) و قیمت گذاری روز بحرانی (EDP) می باشد.

  • قیمت گذاری زمان استفاده

برنامه های TOU، نوع پایه برنامه های پاسخگویی بار مبتنی بر قیمت می باشند. هدف طرح TOU، ایجاد انگیزه در مصرف کنندگان است تا مصارف خود را از ساعات اوج به ساعات غیر اوج منتقل کنند و از این طریق، هزینه های خود را کاهش دهند. ساعات غیر اوج، زمان هایی هستند که در آن مصرف برق بسیار پایین بوده و قیمت برق نیز بسیار ارزان می باشد. به طور کلی در این برنامه ها، ساعات روز به چند بلوک زمانی تقسیم می شوند که در هر کدام قیمت متفاوتی برای انرژی در نظر گرفته می شود. ساده ترین TOU، دارای دو بلوک زمانی اوج و غیر اوج می باشد. طبیعی است که قیمت های دوره اوج بیشتر از دوره های غیر اوج می باشند. این تغییر قیمت ها، به نوعی هزینه متوسط انرژی الکتریکی را در طی دوره های مختلف منعکس می کند و انگیزه لازم را در مصرف کننده برای کاهش مصرف و یا انتقال آن به دوره های غیر اوج ایجاد می کند [۱۸].

  • قیمت گذاری اوج بحرانی

این تعرفه ها که در ساعات بحرانی به نرخ های TOU یا نرخ ثابت اضافه می شوند، شامل قیمت از پیش تعیین شده بالاتری برای مصرف برق می باشند. قیمت های CPP در طی حوادث احتمالی یا زمانی که قیمت برق در بازار عمده فروشی بالا می باشد، برای تعداد محدودی روز یا ساعت در سال استفاده می شوند [۱۷ و ۱۹]. قیمت برق در این ساعات باید به اندازه کافی گران باشد تا مصرف کنندگان را به کاهش مصرف برق و یا انتقال آن به ساعات دیگر ترغیب کند.

  • قیمت گذاری زمان حقیقی

در طرح RTP قیمت های ساعتی متغیر به مشتریان ارائه می شود. این تغییر قیمت های ساعتی به نوعی هزینه های واقعی انرژی الکتریکی را در بازار عمده فروشی منعکس می کند و به همین دلیل، این برنامه ها ارتباط مستقیمی بین بازار خرده فروشی و عمده فروشی فراهم می کنند. به طور معمول، مصرف کنندگان یک روز یا یک ساعت قبل، از قیمت های زمان حقیقی اطلاع پیدا کرده و مصرف خود را بر اساس آن تنظیم می کنند. بسیاری از اقصاددان ها قانع شده اند که برنامه های RTP کارآمدترین برنامه های پاسخگویی بار برای بازارهای رقابتی برق می باشند و باید تمرکز سیاست گذاران باشند [۱۸] به طور کلی برای اجرای برنامه های RTP به تجهیزات اندازه گیری پیشرفته نیاز است تا بتواند اطلاعات مربوط به قیمت هر ساعت را در اختیار مصرف کنندگان قرار دهد و میزان بار مصرفی آنها را نیز در هر ساعت اندازه گیری نماید.

طرح RTP با فراهم کردن انگیزه لازم در مشتریان سبب بهبود وضعیت بازار می شود، زیرا می تواند سبب جلوگیری از اعمال قدرت بازار، تثبیت قیمت متغیر بازار و تقویت قابلیت اطمینان سیستم شود. همچنین RTP می تواند همانند سایر روش های پاسخگویی بار سبب کاهش و یا انتقال اوج بار شود. لازم به ذکر است که این روش و سایر روش های پاسخگویی بار برای بارهایی که قابلیت انعطاف پذیری و تغییر میزان مصرف خود را ندارند، کاربردی نخواهد داشت. بیشترین کاربرد روش RTP برای مصرف کنندگان بزرگ می باشد، چرا که مواجه شدن با قیمت های واقعی بازار عمده فروشی در عمل برای مصرف کنندگان خانگی امری دشوار است.

  • قیمت گذاری اوج بحرانی روز به شدت بحرانی

در این طرح، برای کل روز بحرانی قیمت های بالاتری نسبت به روزهای معمولی لحاظ می شود و برای ساعاتی از این روز که مصرف برق به مقدار اوج خود می رسد قیمت ها به مراتب بالاتر از قیمت های ساعات دیگر روز می باشند [۱۸].

  • قیمت گذاری روز بحرانی

این نوع قیمت گذاری، از نظر داشتن قیمت های بالا در ساعات بحرانی، همانند برنامه CPP می باشد. اما تفاوتی که با این برنامه دارد، آن است که CPP تنها ساعات محدودی را شامل می شود اما نرخهای EDP کل ۲۴ ساعت روز بحرانی را در می گیرد. این قیمت ها تا روز بحرانی نامشخص می باشند [۱۸].

  • برنامه های پاسخگویی بار تشویق محور

برنامه های پاسخگویی بار مبتنی بر پرداخت های تشویقی، انگیزه ای را برای مصرف کنندگان ایجاد می کنند تا مصرف خود را کاهش دهند. به طور کلی، این برنامه ها ابزار مناسبی برای کنترل بار در شرایط اضطراری برای استفاده شرکت های برق و بهره برداران شبکه محسوب می شوند تا به وسیله آن بتوانند قابلیت اطمینان سیستم را حفظ کرده و بر هزینه ها مدیریت کنند. این برنامه ها تشویق هایی را برای مشارکت داوطلبانه مصرف کنندگان در کاهش بار در نظر می گیرند. این پرداخت های تشویقی هیچ ارتباطی با قیمت برق ندارند و ممکن است به صورت تخفیف روی صورت حساب ساعت های بعد، پرداخت به صورت پیش قرارداد با اندازه گیری بار کاهش یافته باشد. تعدادی از این برنامه ها برای مصرف کنندگانی که برای کاهش بار اعلام آمادگی می کنند و در زمان مقرر مصرف خود را کاهش نمی دهند، جریمه هایی را در نظر می گیرند.

به طور کلی برنامه های پاسخگویی بار مبتنی بر پرداخت های تشویقی به دو نوع کلاسیک و بازار محور تقسیم می شوند، نوع کلاسیک شامل برنامه های کنترل مستقیم بار و قطع یا کاهش بار می باشد و نوع بازار محور شامل برنامه های مزایده بار، پاسخگویی بار اضطراری، بازار ظرفیته، و بازار خدمات جانبی می باشد که در ادامه مورد بررسی قرار خواهند گرفت [۱۸].

  • کنترل مستقیم بار

در برنامه های کنترل مستقیم بار که عمدتا برای مصرف کنندگان مسکونی و تجاری کوچک مناسب می باشند، شرکت های برق با بهره بردار به طور مستقیم می توانند از راه دور تجهیزات الکتریکی مشارکت کنندگان در این برنامه ها را با اطلاع قبلی قطع کنند. این تجهیزات کنترل شده از راه دور می توانند شامل سیستم های تهویه مطبوع و آبگرمکن ها باشند [۱۸]. هنگامی که مصرف کننده ای برای شرکت در این برنامه اعلام آمادگی می کند، این اجازه را به شرکت برق می دهد تا مصرف او را کنترل کند. در واقع، این برنامه ها به شرکت های برق این اطمینان را می دهند که در زمان احتیاج می توانند بار مصرف کننده را قطع نمایند و در نتیجه، در این زمان، نیاز کمتری به تولیدات اضافی احساس خواهد شد. در این برنامه های مبلغی به عنوان تشویق که معمولا به صورت اعتبار مصرف برق است، برای این مشارکت به مصرف کنندگان پرداخت خواهد شد. به طور معمول، در این برنامه به شرکت کنندگان اجازه تخطی از برنامه کنترلی داده نمی شود و چنانچه شرکت کننده از این برنامه ها تخطی کند، مبلغ تشویقی به مصرف کننده پرداخت نخواهد شد. در این برنامه، تعیین زمان دقیق روشن و خاموش شدن وسیله و هم چنین مدت زمان روشن و خاموش ماندن وسیله بسیار مهم است.

  • قطع یا کاهش بار

در این برنامه برای مصرف کنندگانی که برای کاهش یا قطع بار در طی حوادث احتمالی مشارکت می کنند، تخفیفی روی صورت حساب و یا اعتبار برق بیشتر در نظر گرفته می شود. اما اگر در مواقع نیاز بار خود را قطع نکردند، می توانند مشمول جرایمی شوند. این جرایم می توانند به صورت قیمت های بالای برق با کنار گذاشتن از برنامه پاسخگویی بار باشد. هم چنین، اگر نیازی به قطع برق از سوی مصرف کننده نباشد، به صورت ماهیانه برای او تشویقی هایی در نظر گرفته خواهد شد. در این برنامه، شرکت های برق به دلیل حفظ قابلیت اطمینان سیستم و کاهش بار آوج و در نتیجه جلوگیری از روشن و یا آماده نگه داشتن واحدهای گران قیمت برای ذخیره سیستم، بهره می برند و مصرف کنندگان نیز در ازای قابلیت تغییر و کاهش بار مصرفی خود، از شرکت برق پول و یا اعتبار مصرف برق دریافت کرده و در نتیجه سود می برند [۱۷].

این برنامه ها که بیشتر برای مصرف کنندگان بزرگ (تجاری و صنعتی مناسب می باشند، با برنامه های پاسخگویی بار اضطراری و بازار ظرفیت (که در ادامه معرفی خواهند شد) متفاوت است، زیرا در برنامه های مطرح شده، شرکتهای برق، خود پیشنهاد کاهش بار را در صورت لزوم ارائه می کنند، در حالی که در برنامه های قطع بار، مصرف کننده برای قطع و یا کاهش بار اعلام آمادگی می کند.

  • پیشنهاددهی تقاضا

این برنامه، مصرف کنندگان بزرگ را قادر می سازد تا مقدار و قیمت بار کاهش یافته خود را که بر اساس قیمت های بازار عمده فروشی است، در همین بازار پیشنهاد دهند. پیشنهاد در صورتی پذیرفته می شود که قیمت ارائه شده از قیمت بازار کمتر باشد. اگر پیشنهاد پذیرفته شود، آن ها موظف خواهند بود که بار خود را به همان مقدار اعلام شده کاهش دهند، در غیر این صورت با جرایمی مواجه خواهند شد [۱۸]. در این برنامه، مصرف کنندگان می توانند در زمان گرانی، برق خود را با قیمت بالاتری به مزایده بگذارند. در واقع، آنها می توانند در زمان ارزانی، برق بخرند و در زمان گرانی، آن را بفروشند. به طور کلی، فروش برق در این برنامه می تواند در بازار روز بعد و یا بازار لحظه ای باشد. در بازار روز بعد، شرکت کنندگان از روز قبل پیشنهاد کاهش مصرف خود را ارائه می دهند و در برنامه ریزی بهینه بهره برداری، شرکت داده می شوند.

  • پاسخگویی بار اضطراری

این برنامه ها که در دهه های اخیر گسترش زیادی پیدا کرده اند، برای مصرف کنندگانی که بار خود را در هنگام بروز حوادث کاهش می دهند، پرداخت هایی را به عنوان تشویقی در نظر می گیرند. این برنامه ها توسط شرکت های برق در زمان وقوع حوادث فراخوانی شده مانند زمانی که قابلیت اطمینان سیستم در معرض خطر است و ممکن است شبکه با خاموشی کامل روبه رو شود) و توقع آن است که مصرف کنندگان در این زمان بار خود را کاهش داده و یا برای چند ساعت به زمان دیگری انتقال دهند. البته مشارکت مصرف کنندگان اجباری نیست و اگر در این زمان بار خود را قطع نکنند، جرایمی به آنها تعلق نمی گیرد. بنابراین، پس از اعلام نیاز به کاهش بار توسط شرکت برق، مصرف کنندگان می توانند از هزینه تشویقی صرف نظر کرده و مصرف خود را کاهش ندهند [۱۷].

  • بازار ظرفیت

در این برنامه ها، مصرف کنندگان متهعد می شوند که در طی وقوع حوادث، مقداری از بار خود را که از قبل معین شده، کاهش دهند و به ازای آن مبلغ از پیش تعیین شده ای را به عنوان پاداش دریافت کنند. به طور معمول، فراخوانی در همان روز حادثه صورت می گیرد و اگر مصرف کننده از انجام آن خودداری کند جریمه می شود [۱۷]. این برنامه ها را می توان مانند نوعی بیمه در نظر گرفت. به عبارت دیگر، بهره بردار سیستم نوعی بیمه برای حفظ قابلیت اطمینان سیستم قدرت فراهم می کند و مبلغی را نیز از پیش می پردازد تا در صورت نیاز با فراخوانی، مصرف کننده مربوطه با کاهش مصرف، به حفظ تعادل سیستم کمک نماید. مشابه با بیمه، ممکن است عملا نیازی به این بارها پیدا نشود اما مبلغ تشویقی به دلیل آمادگی برای قطع، همواره پرداخت خواهد شد.

  • بازار خدمات جانبی

برنامه های پاسخگویی بار هم چنین می توانند به بهره برداری از سیستم قدرت کمک کنند. در حقیقت، برنامه های خدمات جانبی بازار به مصرف کنندگان این امکان را می دهند که قطع بار خود را به عنوان ذخیره چرخان به ISO پیشنهاد دهند. اگر پیشنهاد آنها پذیرفته شود، قیمت بازار را برای آماده نگه داشتن بار خود دریافت می کنند و اگر بار خود را در مواقع لزوم قطع کنند، قیمت بازار لحظه ای به آنان پرداخت می شود [۱۷]. به طور کلی مصرف کنندگانی (عموما بارهای بزرگ صنعتی) که در این برنامه ها شرکت می کنند باید قابلیت کاهش بار زیادی را داشته باشند (به طور ایمن و بدون صدمه وارد شدن به تجهیزات). هم چنین، این بارها باید بتوانند در هنگام بروز حوادث به سرعت عمل کرده و در عرض چند دقیقه و یا حتی چند ثانیه قطع شوند.

  • مزایای پاسخگویی بار

شکل 1-۲ مزایای مرتبط با پاسخگویی بار را به طور خلاصه نشان می دهد. این مزایا در چهار دسته طبقه بندی می شوند: مزایا برای مشارکت کنندگان، گستره بازار، قابلیت اطمینان و عملکرد بازار [۱۸].

  • مزایای مرتبط با پاسخگویی بار

مشتریانی که در برنامه های پاسخگویی بار شرکت می کنند و در دوره های پیک مصرف برق خود را کاهش می دهند می توانند هزینه های مربوط به صورت حساب برق خود را کاهش دهند [۸ و ۱۷ و ۱۹ و ۲۰]. در واقع، حتی آن دسته از مشتریانی که الگوی مصرف خود را تغییر نمی دهند نیز ممکن است بتوانند در هزینه های خود صرفه جویی کنند البته در صورتی که مصرف عادی آنها در طی دوره های اوج که قیمت ها بالا می باشد، پایین تر از مقدار متوسط باشد. تعدادی از مشتریان که از تجهیزات الکتریکی خود بیشتر در ساعات غیر اوج استفاده می کنند، ممکن است قادر باشند بدون پرداخت صورت حساب بیشتر، کل مصرف انرژی خود را افزایش دهند. همچنین شرکت کنندگان در برنامه های پاسخگویی بار تشویق محور کلاسیک، برای مشارکت خود مستحق دریافت پرداخت های تشویقی می باشند در حالی که مشتریان شرکت کننده در برنامه های بازار محور، بر اساس عملکرد خود پرداخت های تشویقی دریافت خواهند کرد [۱۸].

لازم به ذکر است که تنها شرکت کنندگان در برنامه های پاسخگویی بار از مزایای آن بهره مند نمی شوند، بلکه برخی از آنها بازار گستر می باشند. به دلیل استفاده کارآمدتر از زیرساخت های موجود، به عنوان مثال کاهش تقاضا از واحدهای تولید برق گران قیمت، انتظار می رود قیمت برق به صورت سراسری کاهش یابد [۱۸]. در حقیقت، با اجرای برنامه های پاسخگویی بار، تقاضای اوج سیستم کاهش یافته و در نتیجه، احتیاج به ساخت نیروگاه جدید و توسعه سیستم های توزیع و انتقال به تعویق می افتد. تمام صرفه جویی های انجام شده (به دلیل عدم ساخت نیروگاه های جدید)، در قیمت های برق منعکس شده و تمام مصرف کنندگان (نه فقط مشارکت کنندگان در برنامه های پاسخگویی بار) از آن بهره مند خواهد شد.

بدیهی است که بهره بردار سیستم قدرت برای حفظ قابلیت اطمینان سیستم، بخشی از ظرفیت نیروگاه های موجود را برای تامین ذخیره مورد نیاز سیستم به صورت آماده به کار قرار می دهد. بارهای پاسخگو نیز می توانند بخشی از ذخیره مورد نیاز سیستم را تامین کنند. در واقع، برنامه های پاسخگویی بار با تامین ذخیره کمکی، به نوعی بهبود دهنده قابلیت اطمینان سیستم خواهند بود. با اجرای برنامه های پاسخگویی بار، شرکت کنندگان این فرصت را خواهند داشت که به کاهش ریسک بروز وقفه در سیستم کمک کنند. به طور همزمان و به عنوان یک نتیجه، شرکت کنندگان دارند ریسک قرارگیری در معرض وقفه های اجباری و قطعی برق را کاهش می دهند. به عبارت دیگر، بهره بردار گزینه ها و منابع بیشتری برای حفظ قابلیت اطمینان سیستم خواهد داشت. در نتیجه، وقفه های اجباری و پیامدهای ناشی از آن کاهش می یابد [۱۸ و ۲۱].

بهبود عملکرد بازار، یکی دیگر از مزایای پاسخگویی بار می باشد [۲۲]. مشارکت کنندگان در برنامه های پاسخگویی بار، انتخاب های بیشتری در بازار دارند حتی اگر رقابت خرده فروشی موجود نباشد. از آنجا که مصرف کنندگان این فرصت را دارند که از طریق برنامه های بازار محور و برنامه های قیمت گذاری پویا در بازار اثرگذار باشند، می توانند مصرف خود را مدیریت کنند. درواقع این امر، محرک اولیه برای خیلی از شرکت های برق بود که برنامه های پاسخگویی بار را به مشتریان خود ارائه دهند به ویژه به مصرف کنندگان بزرگ [۲۳]. بهبودی مهم دیگر در بازار، کاهش نوسانات قیمت در بازار لحظه ای است. پاسخ دهی تقاضا، توانایی بازیگران اصلی بازار را در اعمال قدرت بازار کاهش می دهد [۲۴]. در [۲۵] گزارش شده است که یک کاهش کوچک تقاضا (۵٪) در طی بحران برق کالیفرنیا در سال ۲۰۰۰ توانست به ۵۰٪ درصد کاهش قیمت منجر شود. این پدیده با توجه به این واقعیت است که هزینه تولید در نزدیکی حداکثر ظرفیت تولید، به صورت نمایی افزایش می یابد. بنابراین، یک تغییر کوچک در تقاضا، به یک کاهش بزرگ در هزینه تولید و در نتیجه به یک کاهش در قیمت برق منجر خواهد شد [۱۸].

  • مروری بر تحقیقات انجام شده

در [۳] یک رویکرد برنامه ریزی تصادفی برای تعیین قیمت بهینه فروش براساس قیمت گذاری ثابت و هم چنین سطح مشارکت در قراردادهای پیش خرید و بازار حوضچه ارائه شده است. علاوه بر این، گزینه هایی مانند قراردادهای اختیار خرید و تولید توسط واحدهای تحت تملک خرده فروش نیز در نظر گرفته شده است.

در [۵] از دیدگاه خرده فروش، مدلی به منظور تنظیم تغییرات قیمت ارائه شده است که مشتریان را به جابجایی بار خود بر اساس تعرفه های زمان استفاده (TOU) تشویق می کند. عدم قطعیت مرتبط با قیمت برق در بازار حوضچه و کشسانی مشتریان از طریق برنامه ریزی تصادفی در نظر گرفته شده است. همچنین ریسک مرتبط با عدم قطعیت ها، توسط معیار ارزش در معرض خطر مشروط (CVaR) سنجیده شده است. در [۸] آنالیزی در ارتباط با ابزارهایی که مصرف کنندگان و خرده فروشان برای شرکت در بازار برق نیاز دارند، انجام شده است.

در [۱۰] مسئله تعیین راهبرد بهینه خرده فروش، به صورت یک مسئله بهینه سازی چند هدفه مدل سازی شده است تا همزمان با بیشینه شدن سود شرکت خرده فروش، قیمت پیشنهادی فروش انرژی به مشتریان برای جذب مشتری بیشتر، کمینه گردد. برای حل مسئله چند هدفه از روش محدودیت اپسیلونه استفاده شده است تا جواب های بهینه پارتو[1] تولید شود. به طور مشابه، چارچوب ارائه شده در [۱۱] نیز در قالب یک مسئله بهینه سازی چند هدفه مدل سازی شده است تا به طور همزمان سود خرده فروش بیشینه و قیمت های پیشنهادی فروش انرژی به مشتریان کمینه شود. در این مقاله برای تولید جواب های بهینه پارتو، روش تقاطع مرزی نرمال اجرا شده و برای انتخاب جواب بهینه از روش فازی استفاده شده است. همچنین مکانیزم چرخ رولت و شبیه سازی مونت کارلو برای تولید سناریوهای تصادفی در مسئله بهینه سازی تصادفی به کار گرفته شده است تا مسئله بهینه سازی تصادفی به معادل های قطعی خود تبدیل شود.

در [۱۲] با در نظر گرفتن تاثیرات برنامه های پاسخگویی بار بر روی مجموع هزینه خرید، یک روش بهینه سازی پایدار برای تصمیم گیری خرده فروشان برق ارائه شده است. در این روش از حدود بالا و پایین قیمت های حوضچه برای مدل سازی عدم قطعیت استفاده می شود. در واقع، فرض شده است که خرده فروش اطلاعات کافی در مورد تقاضا مشتریان خود دارد و تنها پارامتر نامطمئن، قیمت بازار حوضچه می باشد.

در [۱۳] با تمرکز بر روی برنامه های پاسخگویی بار تشویق محور، یک مدل تصادفی برای تعیین راهبرد کوتاه مدت عرضه کنندگان برق خرده فروشی (REPs) برای شرکت در بازار روز پیش رو پیشنهاد شده است. هدف مدل، ایجاد برنامه های پاسخگویی بار تشویق محور و همچنین مدیریت بهینه واحدهای تولید پراکنده (DG) و سیستم های ذخیره سازی انرژی (ESS) می باشد. عدم قطعیت تقاضای مصرف کنندگان و قیمت برق از طریق سناریوهای تولید شده توسط شبیه سازی مونت کارلو مدل شده است.

و در [۲۶] مسئله بیشینه سازی سود مقید به ریسک با افق زمانی میان مدت که یک خرده فروش با آن مواجه است، تجزیه و تحلیل شده است. در [۲۷] نشان داده شده است که قراردادهای بار قابل قطع می توانند به عنوان یک ابزار کارآمد برای پوشش ریسک در شرایطی که شوکهایی در عرضه یا تقاضا رخ می دهد، عمل کنند. گابریل و همکاران در [۲۸] به مسئله تخمین بار که یک خرده فروش با آن مواجه است پرداخته اند. در این مقاله یک روش برنامه ریزی پویا تصادفی ارائه شده است. یک مدل بهینه سازی عدد صحیح مختلط احتمالاتی در [۲۹] برای تعیین برآوردهای بار خرده فروش توسعه داده شده است. کار گزارش شده در [۳۰] تاثیرات قراردادهای پیش خرید و تقاضای پاسخ دهنده به قیمت را بر روی سود شرکت های تولیدی و خرده فروشان، بررسی کرده است.

در [۳۱] تاثیر عوامل مختلف بر روی راهبرد خرده فروش مانند راهبرد قیمت، تخفیف در تعرفه ها و تابع کشش تقاضا مطالعه شده است. در [۳۲ یک بازی بازار برق بین مصرف کنندگان، خرده فروش و بهره بردار شبکه ارائه شده است که در آن، یک خرده فروش برق و مالک شبکه به مصرف کنندگان برای جابجایی بار از دوره های اوج به دوره های غیر اوج، مشوق پیشنهاد می کنند. در [۳۳] قراردادهای بار قابل قطع از دیدگاه یک خرده فروش بزرگ که می تواند بر قیمت بازار حوضچه با استفاده از این قراردادها اثر بگذارد، بررسی شده اند. یک مدل تصادفی برای تخصیص خرید و تعیین قیمت فروش یک خرده فروش در [۳۴] توسعه داده شد. این مقاله قیمت های فروش TOU را اتخاذ کرده است اما رفتار کشسان مشتریان در پاسخ به قیمت های متغیر با زمان نادیده گرفته شده است.

در [۳۵] یک مدل تصادفی مقید به ریسک برای تخصیص خرید و تعیین قیمت فروش یک خرده فروش پیشنهاد شده است که در آن، رقابت بین شرکت های رقیب و آگاهی از ریسک شرکت، به طور موثر مدل شده است. یک روش برنامه ریزی دو سطحی برای حل مسئله تصمیم گیری میان مدت یک خرده فروش در [۳۶ ارائه شده است. در این روش، خرده فروش در مورد سطح مشارکت خود در بازار حوضچه و قراردادهای آینده ه (آتی) و هم چنین قیمت فروش ارائه شده به مشتریان خود به نحوی تصمیم گیری می کند که سود مورد انتظار خرده فروش با یک سطح ریسک معین، بیشینه شود.

یک روش تصادفی چند مرحله ای برای کمینه نمودن هزینه خرید، مشروط به مجموعه ای از قیود ریسک در [۳۷] ارائه شده است. یک روش خوشه بندی پروفایل بار به منظور پیشنهاددهی قیمت بهینه به مشتریان برای بیشینه سازی سود خرده فروش در [۳۸] پیشنهاد شده است. در [۳۹] یک چارچوب تصمیم گیری میان مدت مبتنی بر برنامه ریزی تصادفی برای یک خرده فروش ارائه شده است که او در مورد قیمت فروش برق به مشتریان براساس نرخ های TOU تصمیم گیری می کند، ثانیا مجموعه ای از قراردادهای مختلف را به منظور تامین تقاضای مشتریان و مصون سازی در برابر ریسک های موجود، مدیریت می کند.

یک روش جدید در [۴۰] جهت تعیین تابع بهینه تقاضا برای یک خرده فروش در بازار پیش رو با هدف بیشینه سازی سود خرده فروش ارائه شده است. در [۴۱] یک روش مبتنی بر الگوریتم ژنتیک به منظور تعیین راهبرد پیشنهاددهی بهینه یک خرده فروش پیشنهاد شده است که در بازار برق کوتاه مدت به مصرف کنندگان، برق عرضه می کند. هدف مدل پیشنهادی، کمینه سازی هزینه خرید انرژی در دنباله ای از فرصت های تجاری است که بازارهای روز پیش رو و روزانه فراهم می کنند. در [۴۲] از ریسک نامطلوب به منظور مدل سازی ریسک مالی ناشی از عدم قطعیت قیمت انرژی در بازار لحظه ای استفاده شده است. راهبرد پیشنهادی در این مقاله، به طور مشخص ریسک گریزی و ریسک پذیری را در نظر می گیرد.

در [۴۳] یک راهبرد بهینه با در نظر گرفتن تصمیمات کوتاه مدت و میان مدت، برای یک خرده فروش که انرژی الکتریکی مورد نیاز خود را از طریق شرکت در بازار حوضچه و انعقاد قراردادهای دوجانبه تامین می کند، ارائه شده است. در این مقاله، فعالیت های خرده فروش به دو برنامه میان مدت و کوتاه مدت تفکیک شده اند. تعیین مقدار انرژی خریداری شده از طریق قراردادهای دوجانبه و قیمت فروش انرژی به مشتریان، تصمیمات میان مدت می باشند و تعیین مقدار انرژی خریداری شده از بازار حوضچه و میزان بار قابل قطع، تصمیمات کوتاه مدت می باشند. برنامه میان مدت با توجه به عدم قطعیت در قیمت بازار حوضچه و تقاضای مشتریان، یک مسئله بهینه سازی تصادفی است. هم چنین از طرح قیمت گذاری TOU در تعیین قیمت های فروش، استفاده شده است.

در [۴۴] براساس تکنیک IGDT  یک راهبرد پایدار تحت عدم قطعیت قیمت بازار حوضچه برای یک خرده فروش ارائه شده است. در [۴۵] یک روش ترکیبی مبتنی بر الگوریتم رقابت استعماری دودویی (BICA) و بهینه سازی ازدحام ذرات دودوییه (BPSO) به منظور تعیین راهبرد بهینه تهیه انرژی یک خرده فروش برق، ارائه شده است که در آن، هدف چارچوب پیشنهادی، بیشینه سازی سود خرده فروش همراه با تصمیم گیری در مورد گزینه های مختلف تهیه انرژی همچون واحدهای تولیدی تحت تملک خرده فروش، خرید از بازار حوضچه و قراردادهای دوجانبه می باشد. در مقاله مذکور، عدم قطعیت مرتبط با قیمت بازار حوضچه و تقاضای مشتریان در نظر گرفته نشده است و صرفا بر اساس پیش بینی قیمت بازار حوضچه و تقاضای مشتریان، مسئله بهینه سازی حل شده است.

در [۴۶] یک چارچوب تصمیم گیری دوسطحی پایدار برای خرده فروشانی ارائه شده است که مالک واحدهای تولید پراکنده هستند و برق را به مشتریان حساس به قیمت عرضه می کنند. در مدل پیشنهاد شده، قیمت بهینه فروش و راهبرد عرضه انرژی خرده فروش در زیر مسئله پایینی مدل می شوند و بر اساس قیمت فروش پیشنهادی، مصرف بهینه انرژی مشتریان حساس به قیمت در زیر مسئله بالایی تعیین می شود.

در [۴۷] با در نظر گرفتن یک بازار برق خرده فروشی رقابتی و این موضوع که تعداد مشتریانی که تقاضای آنها توسط هر خرده فروش نوعی تامین می شود تابعی از قیمت های فروش و برخی از خصوصیات تمام خرده فروشان است، یک فرمول بندی مبتنی بر مسئله تعادل به منظور مدل نمودن مسئله تصمیم گیری میان مدت خرده فروش ارائه شده است که در آن راهبرد سایر خرده فروشان نیز در نظر گرفته شده است.

در [۴۸] یک مدل بازار خرده فروشی جدید ارائه شده است که در آن تقاضای کششی مصرف کنندگان در یک شبکه توزیع، با قیمت های فروش منعطف ارائه شده توسط یک خرده فروش معامله می شوند. در مدل مذکور، محدودیت های فیزیکی شبکه توزیع به منظور بدست آوردن هزینه واقعی تعرفه برای استفاده از شبکه توزیع که بر خرده فروش تحمیل می شود فرمول بندی شده اند. در ضمن، معاملات به صورت یک بازی استکلبرگ مدل شده اند که با یک مسئله برنامه ریزی دو سطحی فرمول بندی شده است.

 

 

 

 

[1] D. S. Kirschen, Goran Strbac, (2004), Fundamentals of Power System Economics, Wiley.

[2] M. Shahidehpour, H. Yamin, and Z. Li, (2002), Market Operations in Electric Power Systems: Forecasting, Scheduling and Risk Management, New York: Wiley.

[3] A. R. Hatami, H. Seifi, and M. K. Sheikh-El-Eslami, (2009) “Optimal selling price and energy procurement strategies for a retailer in an electricity market”, Electr. Power Syst. Res., vol. 79, no. 1, pp. 246–254.

[4] Conejo AJ, Carrión M, Morales JM., (2010), Decision making under uncertainty in electricity markets, New York: Springer-Verlag.

[5] R. Garcia-Bertrand, (2013), “Sale prices setting tool for retailers”, IEEE Trans. Smart Grid., vol. 4, no. 4, pp. 2028–2035.

[6] T. W. Gedra, (1994), “Optional forward contracts for electric power markets”, IEEE Trans. Power Syst., vol. 9, no. 4, pp. 1766–1773.

[7] S. Stoft, (2002), Power System Economics: Designing Markets for Electricity, Wiley.

[8] D. S. Kirschen, (2003), “Demand-side view of electricity markets”, IEEE Trans. Power Syst., vol. 18, no. 2, pp. 520–527.

[9] C.-L. Su and D. Kirschen, (2009), “Quantifying the Effect of Demand Response on Electricity Markets”, IEEE Trans. Power Syst., vol. 24, no. 3, pp. 1199–1207.

[10] M. Charwand, A. Ahmadi, P. Siano, V. Dargahi, and D. Sarno, (2015), “Exploring the trade-off between competing objectives for electricity energy retailers through a novel multi-objective framework,” Energy Convers. Manag., vol. 91, pp. 12–18.

[11] M. Charwand, A. Ahmadi, A. R. Heidari, and A. E. Nezhad, (2015), “Benders decomposition and normal boundary intersection method for multiobjective decision making framework for an electricity retailer in energy markets”, Syst. Journal, IEEE, vol. 9, no. 4, pp. 1475–1484.

[12] K. Zare, S. Nojavan, and B. Mohammadi-Ivatloo, (2015), “Optimal bidding strategy of electricity retailers using robust optimisation approach considering time-of-use rate demand response programs under market price uncertainties”, IET Gener. Transm. Distrib., vol. 9, no. 4, pp. 328–338.

[13] M. A. Fotouhi Ghazvini, P. Faria, S. Ramos, H. Morais, and Z. Vale, (2015), “Incentive-based demand response programs designed by asset-light retail electricity providers for the day-ahead market”, Energy, vol. 82, pp. 786–799.

[14] K. Ma, G. Hu, and C. J. Spanos, (2015), “A Cooperative Demand Response Scheme Using Punishment Mechanism and Application to Industrial Refrigerated Warehouses,” IEEE Trans. Ind. Informatics, vol. 11, no. 6, pp. 1520–1531.

[15] M. Rahmani-Andebili, (2016), “Modeling nonlinear incentive-based and price-based demand response programs and implementing on real power markets”, Electr. Power Syst. Res., vol. 132, pp. 115–124.

[16] C. W. Gellings, (1985), “The concept of demand-side management for electric utilities”, Proc. IEEE, vol. 73, no. 10, pp. 1468–1470.

[17] Qdr, Q, (2006), "Benefits of demand response in electricity markets and recommendations for achieving them", US department of energy.

[18] M. H. Albadi and E. F. El-Saadany, (2008), “A summary of demand response in electricity markets”, Electr. Power Syst. Res., vol. 78, no. 11, pp. 1989–1996.

[19] P. Jazayeri, A. Schellenberg, W. D. Rosehart, J. Doudna, S. Widergren, D. Lawrence, J. Mickey, and S. Jones, (2005), “A Survey of Load Control Programs for Price and System Stability”, IEEE Trans. Power Syst., vol. 20, no. 3, pp. 1504–1509.

[20] M. H. Albadi and E. F. El-Saadany, (2007), “Demand Response in Electricity Markets: An Overview”, in: IEEE Power Engineering Society General Meeting, Montreal, pp. 1–5.

[21] L. Goel, (2006), “Reliability enhancement of a deregulated power system considering demand response,” in: IEEE Power Engineering Society General Meeting.

[22] K. Spees and L. B. Lave, (2007), “Demand response and electricity market efficiency”, Electr. J., vol. 20, no. 3, pp. 69–85.

[23] G. Barbose, C. Goldman, and B. Neenan, (2004), “A survey of utility experience with real time pricing”, Lawrence Berkeley National Laboratory.

[24] Jin, M., Feng, W., Marnay, C. and Spanos, C., 2018. Microgrid to enable optimal distributed energy retail and end-user demand response. Applied Energy, 210, pp.1321-1335.

[25] Parhizi, S., Khodaei, A. and Shahidehpour, M., 2018. Market-Based Versus Price-Based Microgrid Optimal Scheduling. IEEE Transactions on Smart Grid, 9(2), pp.615-623.

[26] Babar, M., Nguyen, P.H., Ćuk, V., Kamphuis, I.G., Bongaerts, M. and Hanzelka, Z., 2018. The evaluation of agile demand response: An applied methodology. IEEE Transactions on Smart Grid, 9(6), pp.6118-6127.

[27] Yang, J., Zhao, J., Luo, F., Wen, F. and Dong, Z.Y., 2018. Decision-making for electricity retailers: A brief survey. IEEE Transactions on Smart Grid, 9(5), pp.4140-4153.

[28] S. A. Gabriel, P. Sahakij, and S. Balakrishnan, (2004), “Optimal retailer load estimates using stochastic dynamic programming”, J. energy Eng., vol. 130, no. 1, pp. 1–17.

[29] Wei, W., Wang, J. and Wu, L., 2018. Distribution Optimal Power Flow With Real-Time Price Elasticity. IEEE Transactions on Power Systems, 33(1), pp.1097-1098. Econ., vol. 4, no. 4, pp. 323–345.

[30] E. J. Anderson and X. Hu, (2005), Strategic Retailer Behavior in an Electricity Contract Market, Sydney, Australia, AGSM Tech. Rep.

[31] J. M. Yusta, I. J. Ramirez-Rosado, J. A. Dominguez-Navarro, and J. M. Perez-Vidal, (2005), “Optimal electricity price calculation model for retailers in a deregulated market”, Int. J. Electr. Power Energy Syst., vol. 27, no. 5, pp. 437–447.

[32] E. Pettersen, A. B. Philpott, and S. W. Wallace, (2005), “An electricity market game between consumers, retailers and network operators,” Decision Support Syst, vol. 40, no. 3, pp. 427–438.

[33] Clò, S., Cataldi, A. and Zoppoli, P., 2015. The merit-order effect in the Italian power market: The impact of solar and wind generation on national wholesale electricity prices. Energy Policy, 77, pp.79-88.

[34] S. Gabriel, A. J. Conejo, M. A. Plazas, and S. Balakrishnan, (2006), “Optimal price and quantity determination for retail electric power contracts”, IEEE Trans. power Syst., vol. 21, no. 1, pp. 180–187.

[35] M. Carrión, A. J. Conejo, and J. M. Arroyo, (2007), “Forward contracting and selling price determination for a retailer”, IEEE Trans. Power Syst., vol. 22, no. 4, pp. 2105–2114.

[36] M. Carrión, J. M. Arroyo, and A. J. Conejo, (2009), “A bilevel stochastic programming approach for retailer futures market trading”, IEEE Trans. Power Syst., vol. 24, no. 3, pp. 1446–1456.

[37] J. Kettunen, A. Salo, and D. W. Bunn, (2010), “Optimization of electricity retailer’s contract portfolio subject to risk preferences,” IEEE Trans. Power Syst., vol. 25, no. 1, pp. 117–128.

[38] N. Mahmoudi-Kohan, M. P. Moghaddam, M. K. Sheikh-El-Eslami, and E. Shayesteh, (2010), “A three-stage strategy for optimal price offering by a retailer based on clustering techniques”, Int. J. Electr. Power Energy Syst., vol. 32, no. 10, pp. 1135–1142.

[39] A. Hatami, H. Seifi, and M. K. Sheikh-El-Eslami, (2011), “A stochastic-based decision-making framework for an electricity retailer: Time-of-use pricing and electricity portfolio optimization”, IEEE Trans. Power Syst., vol. 26, no. 4, pp. 1808–1816.

[40] M. Hajati, H. Seifi, and M. K. Sheikh-El-Eslami, (2011), “Optimal retailer bidding in a DA market–a new method considering risk and demand elasticity”, Energy, vol. 36, no. 2, pp. 1332–1339.

[41] R. Herranz, A. Munoz San Roque, J. Villar, and F. A. Campos, (2012), “Optimal demand-side bidding strategies in electricity spot markets”, IEEE Trans. Power Syst., vol. 27, no. 3, pp. 1204–1213.

[42] A. Ahmadi, M. Charwand, and J. Aghaei, (2013), “Risk-constrained optimal strategy for retailer forward contract portfolio”, Int. J. Electr. Power Energy Syst., vol. 53, no. 1, pp. 704–713.

[43] M. Nazari and A. Akbari Foroud, (2013), “Optimal strategy planning for a retailer considering medium and short-term decisions”, Int. J. Electr. Power Energy Syst., vol. 45, no. 1, pp. 107–116.

[44] M. Charwand and Z. M

[1]  Pareto Optimal Solutions

 


ارسال نظر


اگر تصویر خوانا نیست اینجا کلیک کنید
همزمان با تأیید انتشار نظر من، به من اطلاع داده شود.
* نظر هایی كه حاوی توهین است، منتشر نمی شود.
* لطفا از نوشتن نظر های خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.